 این روزها بحث تبانی درشطرنج خیلی داغ است وکارراحتی به رسانه های تصویری وبه بخش خبری بیست وسی نیزکشانده است،اماآنچه باعث شداین نوشتارراتنظیم کنم نوع برخوردبااین تبانی ورزشی-شطرنجی بود.تبانی درشطرنج رابه چهاربخش می توان تقسیم کردوشطرنجیان عزیزخودقضاوت کنندکه درکدام بخش بیشترین تبانی صورت گرفته است،البته باذکراین نکته که این نوع حاشیه ها کم وبیش درهمه رشته ها وجوددارد ولی این باردرشطرنج آش کمی شورشده است!
1-تبانی درگرفتن نورم2-تبانی درگرفتن درجه بین المللی 3-تبانی درگرفتن جایزه بخصوص دردورهای آخرمسابقات وبالاخره4-تبانی دررفتن به ترکیب تیم ملی!
اگردوستان شطرنجی تبانی های دیگری را می شناسندیادآوری کنندتاازقلم نیافتد.امابه نظرشماتبانی درکدام یک ازبخش های بالا بیشتراتفاق افتاده است؟اگربه معنای تبانی نگاهی بیاندازیم ملاحظه می کنیم که زدوبندی است پنهانی ،جهت رسیدن به حقی که متعلق به کس دیگری است ویادرواقع به حقی برسیم که استحقاق رسیدن به آن را نداشته باشیم ...
بقیه درادامه...
اگربه چهارموردبالادقت کنیم می بینیم که درطی سالیان اخیرکمترین تخلف دررفتن به تیم ملی صورت پذیرفته است وشایدطی این مدت ،اولین باربوده است که چنین امری باب شده است چراکه طی سالیان اخیر انتخاب تیم ملی با رای کمیته فنی بوده است،البته امیدمی رود که چنین تخلفی موجب نشود تا مسابقات انتخابی تیم ملی لغو شود!بااین حال همه دوستان شطرنجی می دانند که مساوی ها وبعضا"بردو باخت مصلحتی دردورهای آخروماقبل آخرمسابقات ازرایجترین نوع تبانی است که طی همه ادوار درهمه جااتفاق می افتد وباوجودیکه همه ازاین اتفاق باخبرندولی باتوجه به نوع بازی شطرنج کسی نمی تواند آن رااثبات کند،هرچندهمه بدانند که این برد وباخت یامساوی درست نبوده است مگردرموارداستثنایی ،نادر،کمیاب ونایاب مثل آنچه استادبزرگ توفیقی واستادبین المللی گلی زاده که اقرارواعتراف صریح به انجام آن نموده اند.امااگراین اتفاق برای دودوست صمیمی می افتاد وتازه اگرهم پولی میان آنها ردوبدل می شد، کسی می توانست آن راثابت کند؟
شماتاکنون بعنوان شطرنجبازدرچندمسابقه ازاین نوع تساوی ها وبردوباخت ها راشاهدبوده ایدکه همه می دانستند وهیچکس کاری نکرد والبته نتوانست بکند؟!وآیااگراین دوشطرنجبازکه اتفاقا"ازخوشفکرترین وفرزترین شطرنجبازان کشورنیزهستندبه روایتی دچاردردوجدان!(عذاب وجدان سابق)نمی شدندبازباوجودیکه همه می دانستند ،می شدکاری کرد؟واساسا"وواقعا"خوداین شطرنجبازان عزیزدرهیچ مسابقه ایی دست به این کارنزده بودند؟پس چرادرآن موقعیت ها دچارعذاب وجدان نشدند؟آیاها وچراهای دیگری که ذهن هرشطرنجبازی رابه خودمشغول می کند.اما سوالی که باقی می مانداین است که به نظرشما باشمردن 4نوع تبانی بالا میشود گفت که هیچ شطرنجبازی درطول دوران قهرمانی خودبرای یک بار هم شده تبانی نکرده باشد؟!!وحتی نام تاکتیک رابرای آن نگذاشته باشد؟!!
البته این ازگناه کسی که تبانی می کند نمی کاهد،چون ازحق کسی ضایع می گردد واین کاملا"ازجوانمردی به دوراست.ولی آیا فکرنمی کنیدکه محرومیت درنظرگرفته شده باتوجه به مواردگفته شده برای توفیقی وگلی زاده خیلی سنگین است؟البته پاکی درشطرنج موردقبول بوده ومی بایست پلشتی وناپاکی ازاین رشته ورزشی به طورکامل رخت بربندد ولی نمی توان منکراین شد که گاها"محیط ناپاک مارابه بیراهه می کشاند.
حال که دوشطرنجباز مطرح پیش قدم شده ودرواقع بااعتراف خودتلنگری رابه جامعه شطرنج زده اند می بایست چنان رفتاری با آنها داشته باشیم که دردمحرومیت آنها ازدردوجدانشان بیشترشود؟!تا ناگه کس دیگری ازاین دردها نگیرد ویابه عبارت دیگر این نتیجه عکس راداشته باشدکه: اگرتبانی می کنی،دم برنیاور وگرنه عقوبت سختی درانتظارت خواهدبود!تازه مگرما چندتا استادبزرگ وبین المللی داریم که بخواهیم چندتایشان را خواسته یا ناخواسته بسوزانیم؟به هرحال نوع برخورد بااین مساله خودمساله سخت تریست که بایددقیقتر به آن پرداخته شود.
رضاعابدی
کلمات کليدي : شطرنج -تبانی-توفیقی-گلی زاده
|